وطن

تاریخ شما شرح برانداختن ماست

این کهنه کتابی است که جلدش کفن ماست

این گربه‌ی کِز کرده‌ی چسبیده به دیوار

ته مانده‌ای از بیشه‌ی شیر وطن ماست

بی‌پرده بگوییم که در پرده نگنجیم

عریانی ما پاکترین پیرهن ماست

چیزی که نداریم به تاراج شما رفت

آن چیز که مانده است همان فوت و فن ماست

سرسختیِ فردوسی و سرمستی حافظ

آن لشکر پنهان شده در خویشتن ماست

معشوق غزل جلوه‌ای از روح حماسه است

سهراب‌، همان سرو چمان چمن ماست

ای آنکه به آئین عجم خُرده گرفتی

نوروز همان پاسخ دندان شکن ماست

مازنده بر آنیم که آرام نگیریم

این آیه‌ی کوتاه، تمام سخن ماست

حسن قریبی

0 دیدگاهبستن دیدگاه‌ ها

ارسال دیدگاه

ضبط پیام صوتی

زمان هر پیام صوتی 5 دقیقه است

    عضویت در خبرنامه

    آخرین پست ها و مقالات سینماتیک را در ایمیل خود دریافت کنید.