گزیده ای از کتاب عامه پسند نوشته چارلز بوکوفسکی

یکی از چیزهایی که آدم‌ها را دیوانه می‌کند همین انتظار کشیدن است. مردم تمام عمرشان انتظار می‌کشیدند. انتظار می‌کشیدند که زندگی کنند، انتظار می‌کشیدند که بمیرند. توی صف انتظار می‌کشیدند تا کاغذ توالت بخرند. توی صف برای پول منتظر می‌ماندند و اگر پولی در کار نبود سراغ صف‌های درازتر می‌رفتند. صبر می‌کردی که خوابت ببرد و بعد هم صبر می‌کردی تا بیدار شوی. انتظار می‌کشیدی که ازدواج کنی و بعد هم منتظر طلاق گرفتن می‌شدی. منتظر باران می‌شدی و بعد هم صبر می‌کردی تا بند بیاید. منتظر غذا خوردن می‌شدی و وقتی سیر می‌شدی باز هم صبر می‌کردی تا نوبت دوباره خوردن برسد. توی مطب روان‌پزشک با بقیهٔ روانی‌ها انتظار می‌کشیدی و نمی‌دانستی آیا تو هم جزء آن‌ها هستی یا نه.

……………………………………..

پدرم به من گفته بود برو سراغ جایی که اول بهت پول می‌دهند و بعد امیدِ این که می‌توانی پول را برگردانی. این یعنی بانکداری و بیمه. آن چیزی را که واقعی است ازشان بگیر و به‌جایش یک تکه کاغذ تحویل‌شان بده. پول‌شان را خرج کن. باز هم خواهد رسید.
دو چیز محرکِ آن‌هاست: طمع و ترس.
یک چیز محرکِ توست: فرصت.
به نظر نصیحت خوبی می‌رسید. فقط مسئله این بود که پدرم وقتی مُرد کاملاً ورشکسته بود!

……………………………………..

تصمیم گرفتم تا ظهر توی رختخواب بمانم. شاید تا آن موقع نصف آدمهای دنیا بمیرند و مجبور باشم فقط نصف دیگرشان را تحمل کنم!

……………………………………..

من با استعداد بودم . یعنی هستم . بعضی وقت‌ها به دست‌هایم نگاه می‌کنم و فکر می‌کنم که می‌توانستم پیانیست بزرگی بشوم . یا یک چیز دیگر . ولی دست‌هایم چه کار کرده اند ؟ یک جایم را خارانده‌اند ، چک نوشته‌اند ، بند کفش بسته‌اند ، سیفون کشیده‌اند و غیره .دست‌هایم را حرام کرده‌ام .
همین‌طور ذهنم را…!

……………………………………..

زمین، دود، جنایت، هوایِ مسموم، آب مسموم، غذای مسموم، نفرت، نومیدی. همه چیز…تنها چیز زیبای زمین حیواناتش هستن که اونها هم دارن قتل عام میشن. همه شون به زودی نابود میشن، به جز موش های دست آموز واسب های مسابقه.خیلی ناراحت کننده ست.
تعجب نداره تو این قدر مشروب می خوری.

کتاب : عامه پسند
نوشته : چارلز بوکوفسکی

0 دیدگاهبستن دیدگاه‌ ها

ارسال دیدگاه

ضبط پیام صوتی

زمان هر پیام صوتی 5 دقیقه است

    عضویت در خبرنامه

    آخرین پست ها و مقالات سینماتیک را در ایمیل خود دریافت کنید.