گزیده ای از کتاب زاده برای عشق نوشته لئو بوسكاليا

برخی گمان می کنند با تغییر محل سکونت، آدم های تازه دور خود جمع کردن، تغییر شغل یا مسافرت می توانند از شرّ مشکلاتشان خلاص شوند. فراموش می کنند که هر جا بروند خودشان را همراه می برند. نمی توانیم از آنچه که هستیم فرار کنیم. اگر در شیکاگو افسرده باشیم، در لس آنجلس هم احساس افسردگی خواهیم کرد. با تغییر صحنه ممکن است مدتی اوضاع بهتر بنماید، با این حال رفته رفته همان رفتارهای پیشین را در پیش خواهیم گرفت، همان کمبودها، همان روحیه، همان احساس ها باز به سراغمان خواهد آمد.
این امر در عشق هم صادق است. به زعم خودمان انتخابمان نادرست بوده است، بنابراین توقّف می کنیم و با کس دیگری همسفر می شویم. روز از نو روزی از نو ! باز هم چندی احساس خوشبختی می کنیم و با کسی دیگر همسفر می شویم. دیری نمی گذرد که در می یابیم هنوز اندر خم همان کوچه اوّلیم، مضطرب، ناخوشبخت و زیاده خواه.
دگرگونی ها را باید در درون محقّق کنیم نه در بیرون. همین است و بس! می توان انتخاب کرد، اما نمیتوان از رنج حاصل از انتخاب در امان ماند.

فهرست مطالب کتاب:
1: عشق، به آیینه می‌ماند
2: صدا کن مرا
صدای تو خوب است
3: عشق؛ همین و بس
4: ما به عشق محتاجیم
5: کاشفان فروتن عشق
6: زندگی چیست؟ عشق ورزیدن
7: عشق؛ تپش نبض باغ در دانه
8: امید، عشق و زندگی
9: بازکن پنجره را!
10: عشق خود را میی‌بخشد
11: عشق؛ پرنده‌ای آزاد و رها
12: فصل سبز عشق
13: رشته‌‌ی بی‌انتهای عشق

نام : زاده براى عشق
نویسنده : لئو بوسكاليا

1 دیدگاهبستن دیدگاه‌ ها

1 دیدگاه

  • fatemeh
    ارسال شده 27 مرداد 1398 در 9:05 ب.ظ 0لایک ها

    این متن رو قبول دارم ، عالی بود

ارسال دیدگاه

ضبط پیام صوتی

زمان هر پیام صوتی 5 دقیقه است

    عضویت در خبرنامه

    آخرین پست ها و مقالات سینماتیک را در ایمیل خود دریافت کنید.