‍لدلد

بن وُلیو: صبح به‌خیر، پسرعمو.

رومئو: هنوز صبح است؟

بن ولیو: تازه زنگ ساعت نُه خورد.

رومئو: وایِ من! ساعات اندوه چه دراز می‌نماید. آن پدرم بود که چنان شتابان رفت؟

بن ولیو: آری، او بود. چه اندوهی ساعات رومئو‌ را دراز کرده است؟

رومئو: نداشتنِ چیزی که داشتنش ساعات را کوتاه می‌سازد.

بن ولیو: یعنی عشق؟

رومئو‌: محرومیت

بن‌ولیو: از عشق؟!

رومئو: از محبت یاری که عاشقش باشیم

بن ولیو: افسوس، عشقی که چنان رام و آرام می‌نماید، در عمل این‌چنین جبار و ناهموار باشد.

رومئو: افسوس، عشقی که هنوز دور و ناپیداست، باید راه خویش، کورکورانه به خواستِ خود بیابد.

نام : رومئو و ژولیت
نویسنده : ویلیام شکسپیر

0 دیدگاهبستن دیدگاه‌ ها

ارسال دیدگاه

ضبط پیام صوتی

زمان هر پیام صوتی 5 دقیقه است

    عضویت در خبرنامه

    آخرین پست ها و مقالات سینماتیک را در ایمیل خود دریافت کنید.