سووشون

در این دنیا، همه چیز دست خود آدم است، حتی عشق، حتی جنون، حتی ترس … آدمیزاد می‌تواند اگر بخواهد کوه ها را جا به جا کند … می‌تواند آب‌ها را بخشکاند … می‌تواند چرخ و فلک را به هم بریزد …

آدمیزاد حکایتی است.می‌تواند همه جور حکایتی باشد: حکایت شیرین، حکایت تلخ، حکایت زشت … و حکایت پهلوانی!
بدن آدمیزاد شکننده است، اما هیچ نیرویی در این دنیا، به قدرت نیروی روحی او نمی‌رسد، به شرطی که اراده و وقوف داشته باشد!

………………………….

بعضی از آدم‌ها عین یک گلِ نایاب هستند!دیگران به جلوه‌ی آن حسد می‌برند؛خیال می‌کنند این گل نایاب تمام نیروی زمین را می‌گیرد! تمام درخشش آفتاب و تَریِ هوا را می‌بلعد…

گویا این گل جا را برای آن‌ها تنگ کرده،برای‌شان آفتاب و اکسیژن باقی نگذاشته! به او حسد می‌برند و دل‌شان می‌خواهد وجود نداشته باشد؛ یا عین ما باش یا اصلاً نباش…!

………………………….

کاش دنیا دستِ زن ها بود، زن ها که زاییده اند یعنی خلق کرده اند و قدرِ مخلوق خودشان را می دانند. قدرِ تحمل و حوصله و یکنواختی و برای خود هیچ کاری نتوانستن را. شاید مردها چون هیچ وقت خالق نبوده اند، آن قدر خود را به آب و آتش می زنند تا چیزی بیافرینند. اگر دنیا دستِ زن ها بود، جنگ کجا بود؟

………………………….

دوست داشتن که عیب نیست. دوست داشتن، دل آدم را روشن می کند. اما کینه و نفرت، دل آدم را سیاه می کند. اگر از حالا دلت به محبت انس گرفت، بزرگ هم که شدی آماده دوست داشتن چیزهای خوب و زیبای این دنیا هستی.

دل آدم، عین یک باغچه پر از غنچه است. اگر با محبت غنچه ها را آب دادی باز می شوند، اگر نفرت ورزیدی، غنچه ها پلاسیده می شوند. آدم باید بداند که نفرت و کینه برای خوبی و زیبایی نیست، برای زشتی و بی شرفی و بی انصافی است.

…………………………

خوب که فکرش را می‌کنم می‌بینم همه‌ی ما در تمام عمرمان بچه‌هایی هستیم که به اسباب‌بازی‌هایمان دل خوش کرده‌ایم. وای به روزی که دلخوشی‌هایمان را از ما می‌گیرند، یا نمی‌گذارند به دلخوشی‌هایمان برسیم.

نام : سووشون
نویسنده : سیمین دانشور

0 دیدگاهبستن دیدگاه‌ ها

ارسال دیدگاه

ضبط پیام صوتی

زمان هر پیام صوتی 5 دقیقه است

    عضویت در خبرنامه

    آخرین پست ها و مقالات سینماتیک را در ایمیل خود دریافت کنید.