کوری

كور شدم، كور شدم. فريادی ست وحشت آور در دنيايی كه همه ادعای بينايی ميكنند، در حالی كه همواره كورترين آدم ها آن هایی بودند كه نمی خواستند ببينند، نه آن هايی كه به واقع نمی ديدند.

اين كوری سفيد همه را به كام خود ميكشد و در يك آن شعور و شرافت را از مردم می ستاند. ديگر نه تمدنی مي ماند و نه انسانيتی. تكنولوژی ديگر به كار نخواهد آمد و هول و هراس قلب هر انسانی را چون چشمانش كور ميكند.

انتظار معجزه از آسمان در سيمای هر كسی مشهود است، اما آيا معجزه ميتواند درمانگر اين همه بی خردی باشد؟

کتاب : کوری

نویسنده : ژوزه ساراماگو

0 دیدگاهبستن دیدگاه‌ ها

ارسال دیدگاه

ضبط پیام صوتی

زمان هر پیام صوتی 5 دقیقه است

    عضویت در خبرنامه

    آخرین پست ها و مقالات سینماتیک را در ایمیل خود دریافت کنید.