گزیده کتاب یک عاشقانه آرام نوشته نادر ابراهیمی

به یادم هست ، روزی مصرّانه ، به تو می گفتم: ” ما هرگز خسته نخواهیم شد…هرگز”اما مدتی است ، پی فرصتی می گردم شیرینم ، تا به تو بگویم ، ما نیز ،خسته می شویم… و خسته شدن ، حق ماست ؛این که خسته می شویم و از نفَس می افتیم و در زانوهایمان،دردی حس می کنیم ، مسأله ای نیست مسأله این است که بتوانیم زیر درختی ، کنار جوی آبی ،روی تخته سنگی ، در کنار هم بنشینیم ، و خستگی از تن و روح، بتکانیم خسته نشدن ، خلافِ طبیعت است همچنان که، خسته ماندن دیگر نمی گویم که ما تا زنده ایم ، خسته نخواهیم شد بلکه می گویم: ما هرگز ، خسته نخواهیم ماند …

…………………………..

حوادث ناب و زیبا به سروقت ما نمی آیند. این ما هستیم که باید به جستجوی این حوادث بر خیزیم. هیچ قله ای ٬ خود را به زیر پای هیچ کوهنوردی نمی کشد.

…………………………..

حافظه، برای عتیقه کردنِ عشق نیست، برای زنده نگه داشتنِ عشق است.  اگر پرنده را به قفس بیندازی، مثل این است که پرنده را قاب گرفته باشی. و پرنده‌ی قاب گرفته، فقط تصوّر باطلی از پرنده است.

عشق، در قاب یادها، پرنده‌یی‌ست در قفس.  منّت آب و دانه بر سرِ او مگذار و امنیت و رفاه را به رخ او نکش. عشق، طالب حضور است و پرواز، نه امنیت و قاب!

 

کتاب : یک عاشقانه آرام

نوشته : نادر ابراهیمی

0 دیدگاهبستن دیدگاه‌ ها

ارسال دیدگاه

ضبط پیام صوتی

زمان هر پیام صوتی 5 دقیقه است

    عضویت در خبرنامه

    آخرین پست ها و مقالات سینماتیک را در ایمیل خود دریافت کنید.