گزیده کتاب جهان همچون اراده و تصور نوشته آرتور شوپنهاور

اگر آن‌چه موجب می‌شود که مرگ برای ما این‌قدر هولناک به نظر رسد اندیشه‌ی نیستی بود، فکر کردن به زمانی که هنوز به وجود نیامده بودیم نیز باید همان میزان وحشت را در ما موجب می‌شد. زیرا به‌طرز انکارناپذیری مشخص است که نیستی پس از مرگ نمی‌تواند تفاوتی با نیستی پیش از تولد داشته باشد، و ازاین رو نمی‌تواند اسفبارتر از آن باشد.

هنگامی که ما هنوز به‌وجود نیامده بودیم یک ابدیتِ کامل سپری شده بود، اما این به‌هیچ رو ما را آزار نمی‌دهد. درمقابل، این که پس از میان پرده‌ی یک هستی بی‌دوام، ابدیت دومی باید به دنبال بیاید که در آن ما دیگر وجود نخواهیم داشت، برایمان دشوار و حتی غیرقابل تحمل است. حال، آیا این عطش هستی احتمالأ می‌تواند ناشی از این باشد که ما مزه‌ی آن را چشیده‌ایم و آن‌را بسیار مطبوع یافته ایم؟ چنان که درفوق به اختصار گفتیم، یقیناً نه؛ تجربه‌ای که به دست آمده بیشتر می‌تواند شوقی بی‌پایان به بهشت گم‌شده‌ی نیستی را موجب شود.

همواره امید به عالمی بهتر به امید جاودانگی علاوه می‌شود؛ که خود اشاره‌ای است به این‌که دنیای فعلی چندان زیبا و ارزشمند نیست. باهمه‌ی این‌ها، واضح است که مسئله‌ی وضعیت ما پس از مرگ هزاران بار بیشتر از مسئله‌ی وضعیت‌مان پیش از تولد در محاورات و کتاب‌ها مورد بحث واقع شده. اما به‌لحاظ نظری، هردوی این مسائل به یک اندازه مسئله و صحیح اند؛ به‌علاوه، کسی که برای یکی از آن‌ها پاسخی بیابد در خصوص دیگری نیز به‌طور کامل آگاه می‌شود.

نام : جهان همچون اراده و تصور

نویسنده : آرتور شوپنهاور

0 دیدگاهبستن دیدگاه‌ ها

ارسال دیدگاه

ضبط پیام صوتی

زمان هر پیام صوتی 5 دقیقه است

    عضویت در خبرنامه

    آخرین پست ها و مقالات سینماتیک را در ایمیل خود دریافت کنید.