دیالوگ ماندگار فیلم گلادیاتور ساخته ریدلی اسکات

■ کمودوس : یه بار برام متنی رو نوشته بودی و چهار فضیلت مهم رو لیست کرده بودی : عقلانیت، عدالت، پایمردی و میانه روی. وقتی لیستُ می خوندم، می دونستم که هیچ کدومشو ندارم. اما من فضیلتای دیگه ای دارم، پدر. جاه طلبی، که می تونه زمانی فضیلت باشه که ما رو به برتری برسونه. ابتکار، شجاعت. شاید نه توی میدون جنگ، اما … شکل های مختلفی از شجاعت وجود داره. بخشش، به خونوادم و به شما. اما هیچ کدوم از فضایل من توی لیست شما نبود. حتی اگر می بودم شما منو مثل پسرتون نمی خواستین.

● مارکوس آرلیوس : اوه، کمودوس. خیلی بیراهه رفتی

■ کمودوس : من به دنبال روی خدایان گشتم … برای راه هایی که خواهش شما رو بکنم، که شما رو سربلند کنم. یه حرف مهربانانه ، یک بغل کامل … جایی که منو فشار بدید به سینه تون و منو سفت بگیرید … خواسته ای که مثل خورشید هزار سال روی قلبم بود . توی من چی هست که انقدر ازش متنفرید ؟

● مارکوس آرلیوس : هیسس، کمودوس

■کمودوس : همه اونچه که همیشه می خواستم این بوده که باب میل شما زندگی کنم، امپراطور، پدر

● مارکوس آرلیوس : [ به روی زانوهایش پائین می آید ] کمودوس، تقصیرات تو به عنوان یک پسر ، کوتاهی منه به عنوان یک پدر . بیا

[ آنها همدیگر را در آغوش می گیرند ]

■ کمودوس : پدر، تمام دنیا رو قربانی می کردم … اگر فقط منو دوست می داشتین !

[ کمودوس، مارکوس را در مقابل سینه اش فشار می دهد و او را خفه می کند ]

فیلم : گلادیاتور (2000)
کارگردان : ریدلی اسکات

0 دیدگاهبستن دیدگاه‌ ها

ارسال دیدگاه

ضبط پیام صوتی

زمان هر پیام صوتی 5 دقیقه است

    عضویت در خبرنامه

    آخرین پست ها و مقالات سینماتیک را در ایمیل خود دریافت کنید.