گزیده کتاب 1984 نوشته جرج اورول

اُبراین پوزخندی زد و به وینستون گفت :

وینستون ، تو وصلۀ ناجوری هستی ، کلمه‌ای که باید پاک شود اما دستگیری‌ات فقط برای این نیست که بخواهیم تو را مجازات کنیم ، دلیل واقعی آوردنت به اینجا معالجۀ توست برای اینکه تو را سر عقل بیاوریم ، ما به جرایم احمقانه‌ای که مرتکب شدی کاری نداریم ، فقط افکارت برای ما مهم هستند و ما آنها را عوض میکنیم نه با اطاعت کورکورانه و خفت‌بار بلکه تو آزادانه و به خواست خودت تسلیم ما میشوی ، تفاوت ما با حکومت‌های موروثی گذشته در همین است که می‌دانیم چه‌کار میکنیم ، دیگران حتی آنهایی که خیلی با ما شباهت داشتند ترسو و فریب‌کار بودند ، آنها باورشان شده بود که قدرت برای مدتی محدود به آنها واگذار شده و جایی در همین نزدیکی بهشتی وجود دارد که در آن انسان‌ها آزاد و برابرند اما این طور نیست چون ما خوب میدانیم هرکس قدرت را تسخیر میکند قصد ندارد آن‌ را از دست بدهد ، قدرت وسیله نیست بلکه هدف است و هدف ما رسیدن به جایی‌ست که دیگر به جایی راه ندارد چون دری برای رفتن بجای دیگر وجود ندارد …

هیچکس یک حکومت دیکتاتوری را برای حفاظت از یک انقلاب به وجود نمی‌آورد بلکه انقلاب میکند تا حکومت دیکتاتوری درست کند.

………………………………………

در سراسر تاریخ مکتوب، و شاید از پایان عصر نوسنگی، سه گونه آدم در دنیا بوده اند:
بالا، متوسط، پایین… که هدف های این سه گروه کاملا سازش ناپذیر است. هدف طبقه بالا،اینست که سرجای خود بماند،هدف طبقه متوسط، این است که جای خود را با طبقه بالا عوض کند،هدف طبقه پایین، زمانی که هدفی داشته باشد، اینست که تمایزات را در هم شکسته و جامعه ای بیافریند که در آن همه انسان ها برابر باشند. خصلت پایدار طبقه پایین اینست که خرکاری چنان از پا درش می آورد که جز به تناوب، از آنچه بیرون از زندگی روزمره است آگاهی ندارد.

………………………………………

تمام تغییرها در طول تاریخ، فقط به تغییر نام اربابان ختم شده است.
………………………………………

در اعصار نسبتا بدوی هنگامی که ایجاد یک جامعه مسالمت امیز و عادلانه امکانپذیر نبود اعتقاد یافتن بلزوم ایجاد چنین جامعه ای بسیار اسان بود آرزوی یک بهشت زمینی که در ان همه برابر باشند و قانون و کار طاقت فرسا وجود نداشته باشد هزارها سال خیال و فکر بشر را به خود متوجه ساخته بود و این ارزو حتی کسانی را که از تغییرات تاریخی سودی سود نمیبردند تحت تاثیر داشت وارثین انقلابات فرانسه ،انگلیس و امریکا خود تا حدودی سعی میکردند که اخلاقشان شبیه به شعارهای که میدهند باشد اما با شروع انقلاب صنعتی و دهه های 30 و 20 میلادی هر تئوری جدیدی که روی کار می امد به طرف سیستم اجتماع طبقاتی و نظامی بازگشت میکرد و حتی از طرف کسانی که خود را روشنفکر و مترقی میدانستند کارهایی نظیر زندانی کردن بدون محاکمه ؛استفاده از اسرای جنگی به عنوان برده ؛ کسب اعتراف به صورت شکنجه و تبعیدهای دسته جمعی بار دیگر مورد دفاع قرار گرفت.

………………………………………

در میان اقلیت قرار داشتن حتی در اقلیتی تک نفری نشان جهل و جنون نیست
حقیقت در یک سو قرار دارد و کذب در سویی دیگر، اگر تو به تنهایی جانب حقیقت را بگیری و در سوی دیگر، در برابر تو، همه دنیا قرار داشته باشد، تو دیوانه نیستی.

………………………………………

اگر کارگران به نحوی از میزان توانایی خود آگاه می شدند، نیازی به تبانی و توطئه چینی نداشتند. فقط کافی بود به پا خیزند و همان گونه که اسب ها با لرزش بدن مگس ها را می پرانند، تکانی به خود بدهند.

 

کتاب : 1984
نویسنده : جرج اورول

0 دیدگاهبستن دیدگاه‌ ها

ارسال دیدگاه

ضبط پیام صوتی

زمان هر پیام صوتی 5 دقیقه است

    عضویت در خبرنامه

    آخرین پست ها و مقالات سینماتیک را در ایمیل خود دریافت کنید.