– من یک بار او _امام حسین(ع)_ را دیده ام که با اسیران نصرانی عیسی مسیح را به شفاعت گرفت که آشفتگی نکنند و بند از پای ایشان برداشت هنوزم این سخن در گوش است که فرمود:ما برای برداشتن بند آمده ایم نه بند نهادن

……………………………………………………………

– سرداری از فاتحان ایران بر جمل می خندید و حسین ابن علی او را به فریاد گفت:”ما آمده ایم با ظلم بجنگیم نه آنکه خود ظالم باشیم”

……………………………………………………………

-عبدالله:از او(امام حسین)بسیار می گویند و آنها که می گویند چرا خود چون او نیستند.

……………………………………………………………

– عبدالله:کاش می دانستم که حسین بن علی در حقشان (بت ها)چه گفت

مرد : چگونه بر بتان مرده سنگ بیندازم حال آنکه بت های زنده بر روی زمینند.

……………………………………………………………

– عبدالله: مسیح را مسیحیان نکشتند چگونه است که مسلمانان امام خود را می کشند؟!

……………………………………………………………

خودستایان تکیه بر اریکه ها زده اند؛کتاب خدا را چنان می خوانند که سود ایشان است.

……………………………………………………………

– راحله: کجا رفتی؟ چه دیدی؟ بگو عبدالله حقیقت را چگونه یافتی؟

– عبد الله: من حقیقت را در زنجیر دیدم
من حقیقت را پاره پاره بر خاک دیدم
من حقیقت را بر سر نیزه دیدم

من حقیقت را…

گزیده ی از دیالوگ های ماندگار فیلم نامه روز واقعه

نام : برش هایی از فیلم نامه “روز واقعه”

نویسنده : بهرام بیضایی

برش هایی از فیلم نامه "روز واقعه" از بهرام بیضایی

0 دیدگاهبستن دیدگاه‌ ها

ارسال دیدگاه

ضبط پیام صوتی

زمان هر پیام صوتی 5 دقیقه است

    عضویت در خبرنامه

    آخرین پست ها و مقالات سینماتیک را در ایمیل خود دریافت کنید.