معرفی کتاب نصف شب است دیگر دکتر شوایتزر نوشته ژیلبرسسبرنمعرفی کتاب نصف شب است دیگر دکتر شوایتزر نوشته ژیلبرسسبرن

زندگینامه

دکتر آلبرت شوایتزر در 11 ژانویه 1875 در کایزرس برگ آلزاس ( که تاپایان جنگ اول جهانی به سال 1918 قلمرو آلمان بود و پس از شکست این کشور ضمیمه فرانسه شد) تولد یافت و به سال 1965 در گابن در بیمارستانی که خود بنا نهاده بود درگذشت . این نویسنده و دانشمند الهیات و فیلسوف و طبیب و جراح و موسیقی شناس بزرگ در 1899 تحصیلاتش را در دانشگاه های پاریس و استراسبورگ و برلن به پایان رساند و در فلسفه و الهیات دکترا گرفت و تا سال 1905 با تالیفات درخشانی در باب زندگی مسیح و یوهان سباستین باخ به شهرتی جهانی دست یافت. وی که در عین حال از ارگ نوازان برجسته روزگار بود بخصوص در نواختن آثاری که باخ برای این ساز تصنیف کرده بود عنوان بزرگترین نوازنده ارگ را یدک می کشید در سی و یک سالگی پس از آگاهی از این حقیقت که بیماری و جهل و فقر در آفریقا بیداد می کندناگهان مصمم شد پشت پا به شهرت و موفقیت روز افزون خود زند و پس از تحصیل در رشته پزشکی روانه آفریقا شود و باقی عمر را صرف مرهم نهادن بر آلام همنوعان سیاه پوست این سرزمین کند؛ ایثاری که در نخستین قدم ، خودِ سیاه پوستان _ اسیران جهل و واپسگرایی جادوگران قبایل _ را چون دشمنی خونخوار و بی رحم در برابر خود می یافت. شوایتزر مردی که در هیچ لحظه ای از عمر چیزی برای شخص خود نخواست مردی که بعد ها اورا بزرگترین قدیس عهد جدید خواندند سرانجام به سال 1913 در رشته های طب عمومی و جراحی تخصص یافت، بی درنگ به عزم گابن به کشتی نشست و در آنجا با تلاشی فرا بشری بیمارستانی ساخت که لامباره نه شهرت یافت . هزینه کار را نخست خود به تنهایی متعهد بود . اما بتدریج نیکوکاران سراسر عالم با کمک های مالی خود به یاری او شتافتند. خود او بابهره گیری از شهرت بزرگترین نوازنده ارگ آثار باخ به پایتخت های اروپایی سفر می کرد و با ریستال های ارگ و ضبط صفحات موسیقی به هزینه روز افزون بیمارستان مدد می رساند. کار براین منوال می گذشت که به ناگاه غول نخستین جنگ جهانی نعره کشان در اروپا از خواب برخاست و بی درنگ در هزارها کیلومتر دور از سنگر های آن یکی از سفیهانه ترین اقدامات دفاعی از سوی فرانسویان مجال بروز و ظهور یافت در نخستین ساعات اعلام جنگ در اروپا شوایتزر به عنوان فردی از اتباع دشمن به بند کشیده شد زیرا در آن ایام الزاس بخشی از خاک امپراطوری آلمان محسوب میشد . شوایتزر تا پایان جنگ_1918_ رنج اسارت را متحمل شد . اما در سال 1924 بار دیگر توانست خود را به آفریقا برساند و کار انسانی خود را دوباره پی بگیرد. لطماتی که بر اثر این اسارت بر ماحصل کوشش های بشر دوستانه او وارد آمده بود سبب شد که در این دوره مشکلات جهانی را با توجهی عمیق تر مورد توجه قرار دهد طی سالهای بعد در کنار تلاش شبانه روزی خود برای سرکوب بیماری های بومی افریقا و توسعه لامباره نه و حل مشکلات مالی آن درخشانترین آثار خود را در زمینه الهیات و فلسفه تالیف کرد و کتاب عمیقش” مساله صلح در جهان امروز”که باز تاب جهانی بسیار گسترده ای داشت جایزه نوبل را (که در آن زمان هنوز اعتبار و ابرویی داشت و به صورت جایزه بهترین انشای سال در ستایش از غرب در نیامده بود )را نصیب او کرد. در گفتار و نوشتار شوایتزر مشکلات فراوان برخورد انسان اندیشمند و متعهد با جوامع جهل زده _ که خود در طول سالیان متمادی زندگی و کار در آفریقا با آن دست به گریبان بود _ و نیز نظرات ویژه اش به عنوان یک دانشمند الهیات(که همیشه مخالفان سرسخت فراوان داشت) زمینه اصلی کار وی به حساب می آمد .

” …شب از نیمه گذشته و نخستین لحظات اولین روز ماه اوت 1914 میلادی آغاز شده است . در یکی از مستعمره های آفریقایی فرانسه و در دفتر بیمارستانی که خوابگاه هایش از تنه ی درختان ساخته شده و بام آن را به نی و برگ های پهن و بلند پوشانده اند ، مردی که در نور نیمرنگ چراغ های نفت سوز سرگرم نواختن پیانو است به صدای زنی که می گوید :” نصف شب است دیگر، دکتر شوایتزر!” دست از نواختن بر می دارد.
او کسی نیست جز “آلبرت_شوایتزر” نویسنده ، دانشمند الهیات ، فیلسوف ، طبیب جرّاح و موسیقی شناس بزرگ که در 1875 میلادی زاده شده و به سال 1965 میلادی پس از عمری تلاش بشردوستانه ، در بیمارستانی که خود بنیاد نهاده بود درگذشت.
این کتاب گوشه ای از رویاهای زندگی او را در نمایشنامه ای از “ژیلبر_سِسبُرن” نویسنده فرانسوی روایت می کند…”

معرفی کتاب نصف شب است دیگر دکتر شوایتزر نوشته ژیلبرسسبرن

“برشی از نمایشنامه”

[فرمانده] لیوون : …هیچ قرمساقی به تخت شاهی نمی نشست اگر هواداراش از خودش سلطنت طلب تر نبودند!…

.
.
.

شوایتزر: انگار امروزه روز دیگر نظامی ها خاطر خواه جنگ نیستند!

پدر شارل: ببینم دکتر شوایتزر! نکند شما هم چون پزشکید خاطر خواه ناخوشی هایید؟

شوایتزر: نه ،من خاطرخواه ناخوشی ها نیستم .اما دیگر ، دست کم ، ناخوشی ها را بشر اختراع نمی کند.

نام : نصف شب است دیگر دکتر شوایتزر
نویسنده : ژیلبرسسبرن
ترجمه : احمدشاملو

0 دیدگاهبستن دیدگاه‌ ها

ارسال دیدگاه

ضبط پیام صوتی

زمان هر پیام صوتی 5 دقیقه است

    عضویت در خبرنامه

    آخرین پست ها و مقالات سینماتیک را در ایمیل خود دریافت کنید.